فارسی
يكشنبه 03 شهريور 1398 - الاحد 23 ذي الحجة 1440

نامه 58 - نامه به اهالى شهرها، كه در آن جريان صفّين را گزارش نموده   

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
كَتَبَهُ اِلى اَهْلِ الاَْمْصارِ، يَقُصُّ فيهِ ماجَرى بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اَهْلِ صِفّينَ
به اهـالى شـهرها، که در آن جریـان صفّیـن را گزارش نمـوده
وَ كانَ بَدْءُ اَمْرِنا اَنَّا الْتَقَيْنا وَ الْقَوْمُ مِنْ اَهْلِ الشّامِ، وَ الظّاهِرُ اَنَّ
آغاز برنامه ما این بود که با شامیان روبرو شدیم، ظاهر امر
رَبَّنا واحِدٌ، وَ نَبِيَّنا واحِدٌ، وَ دَعْوَتَنا فِى الاِْسْلامِ واحِدَةٌ،
این بود که پروردگارمان و پیامبرمان و دعوتمان به اسلام یکى بود،
وَ لانَسْتَزيدُهُمْ فِى الاْيمانِ بِاللّهِ وَ التَّصْديقِ بِرَسُولِهِ
نه ما زیاد کردن ایمان به خدا و تصدیق به پیامبر(ص) را از آنان خواستیم
وَ لايَسْتَزيدُونَنا، الاَْمْرُ واحِدٌ اِلاّ مَا اخْتَلَفْنا فيهِ مِنْ دَمِ عُثْمانَ
و نه آنان از ما، برنامه واحد بود جز اینکه اختلاف ما با یکدیگر در خون عثمان بود
وَ نَحْنُ مِنْهُ بَراءٌ، فَقُلْنا: تَعالَوْا نُداوِ ما لا يُدْرَكُ الْيَوْمَ بِاِطْفاءِ النّائِرَةِ،
که دامن ما از آن پاک بود، گفتیم: بیایید با خاموش کردن آتش فتنه و آرام نمودن مردم به چاره چیزى
وَ تَسْكينِ الْعامَّةِ، حَتّى يَشْتَدَّ الاَْمْرُ وَ يَسْتَجْمِعَ، فَنَقْوى
برخیزیم که پس از این نمى توان چاره کرد، تا امر خلافت استوار شود و مسلمانان متحد گردند، و قدرت
عَلى وَضْعِ الْحَقِّ فى مَواضِعِهُ. فَقالُوا: بَلْ نُداويهِ بِالْمُكابَرَةِ.
پیدا کنیم که حق را در جایگاههاى خودش قرار دهیم. در جواب ما گفتند: این کار را با زدوخورد علاج مى کنیم.
فَاَبَوْا حَتّى جَنَحَتِ الْحَرْبُ وَ رَكَدَتْ، وَ وَقَدَتْ نيرانُها
از پیشنهاد ما روى گرداندند تا جنگ بالش را گشود و استوار و محکم شد، و شعله هایش برافروخت
وَ حَمِسَتْ. فَلَمّا ضَرَّسَتْنا وَ اِيّاهُمْ، وَ وَضَعَتْ مَخالِبَها فينا وَ فيهِمْ،
و زبانه کشید. چون جنگ دندانش را در ما و آنان فرو برد، و چنگالش را در دو طرف گذاشت،
اَجابُوا عِنْدَ ذلِكَ اِلَى الَّذى دَعَوْناهُمْ اِلَيْهِ، فَاَجَبْناهُمْ اِلى ما دَعَوْا،
به آنچه آنان را دعوت مى کردیم گردن نهادند، ما نیز دعوتشان را پاسخ گفتیم،
وَ سارَعْناهُمْ اِلى ما طَلَبُوا حَتَّى اسْتَبانَتْ عَلَيْهِمُ الْحُجَّةُ،
و خواسته آنان را به سرعت پذیرفتیم ، تا حجت بر آنان ظاهر شد،
وَ انْقَطَعَتْ مِنْهُمُ الْمَعْذِرَةُ. فَمَنْ تَمَّ عَلى ذلِكَ مِنْهُمْ فَهُوَ الَّذى اَنْقَذَهُ
و عذرشان قطع گردید. پس هر یک از اینان بر این سخن پایدار ماند خداوند او را
اللّهُ مِنَ الْهَلَكَةِ، وَ مَنْ لَجَّ وَ تَمادى فَهُوَ الرّاكِسُ الَّذى رانَ اللّهُ عَلى
از هلاکت رهانده، و کسى که لجاجت کرد و بر گمراهیش ماند (خوارج) او سرنگونى است که خداوند بر دلش
قَلْبِهِ، وَ صارَتْ دائِرَةُ السَّوْءِ عَلى رَأْسِهِ.
پرده افکنده، و پیشامد بدى به گرد سرش چرخیده.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز