فارسی
يكشنبه 03 شهريور 1398 - الاحد 23 ذي الحجة 1440

خطبه 64 - خطبه در توحيد الهى

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
در توحید الهى
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ تَسْبِقْ لَه حَالٌ حالاً، فَيَكُونَ اَوَّلاً قَبْلَ اَنْ
سپاس خداوندى را که صفتى از او بر صفت دیگرش پیشى نجسته، تا اول باشد پیش از آنکه
يَكُونَ آخِراً، وَ يَكُونَ ظاهِراً قَبْلَ اَنْ يَكُونَ باطِناً. كُلُّ مُسَمًّى
آخر باشد، و آشکار باشد قبل از اینکه پنهان باشد. هر آنچه غیر او
بِالْوَحْدَةِ غَيْرُهُ قَليلٌ. وَ كُلُّ عَزيز غَيْرُهُ ذَليلٌ. وَ كُلُّ قَوِىٍّ غَيْرُهُ
به وحدت نامیده شود کم است. و هر عزیزى غیر از او خوار، و هر قویّى غیر او
ضَعيفٌ. وَ كُلُّ مالِك غَيْرُهُ مَمْلُوكٌ. وَ كُلُّ عالِم غَيْرُهُ مُتَعَلِّمٌ. وَ كُلُّ
زبون، و هر مالکى غیر او مملوک، و هر عالمى غیر او نیازمند به فراگیرى، و هر صاحب
قادِر غَيْرُهُ يَقْدِرُ وَ يَعْجِزُ. وَ كُلُّ سَميع   غَيْرُهُ يَصَمُّ عَنْ لَطيفِ
قدرتى غیر او گاه توانا و گاه ضعیف، و هر شنونده اى غیر او از شنیدن صداهاى آهسته
الاَْصْواتِ، وَ يُصِمُّهُ كَبيرُها، وَ يَذْهَبُ عَنْهُ ما بَعُدَ مِنْها. وَ كُلُّ بَصير
ناشنوا، و از شنیدن آوازهاى بلند کر، و از شنیدن صداهاى دور محروم است. و هر بیننده اى
غَيْرُهُ يَعْمى عَنْ خَفِىِّ الاَْلْوانِ وَ لَطيفِ الاَْجْسامِ. وَ كُلُّ ظاهِر غَيْرُهُ
غیر او از دیدن رنگهاى پنهان و اجسام لطیف کور، و هر آشکارى جز او
غَيْرُ باطِن. وَ كُلُّ باطِن غَيْرُهُ غَيْرُ ظاهِر.
غیـر پنهـان، و هـر پنهـانى جـز او غیـر ظاهـر اسـت.
لَمْ يَخْلُقْ ما خَلَقَهُ لِتَشْديدِ سُلْطان، وَ لا تَخَوُّف مِنْ عَواقِبِ
موجودات را نه براى تقویت سلطنت خود آفرید، و نه به خاطر ترس از حوادث
زَمان، وَ لاَ اسْتِعانَة عَلى نِدٍّ مُثاوِر، وَ لا شَريك مُكاثِر،
روزگار، ونه براى کمک گرفتن در دفع همتاى پرخاشگر، و نه براى به دست آوردن نیرو براى پیکار با شریک پرنخوت
وَ لا ضِدٍّ مُنافِر، وَلكِنْ خَلائِقُ مَرْبُوبُونَ، وَ عِبادٌ داخِرُونَ. لَمْ يَحْلُلْ
و ضدّ گردنکش، بلکه همه آفریدگان پرورده شده و بندگانى ذلیل و خوارند. در اشیاء حلول
فِى الاَْشْياءِ فَيُقالَ هُوَ فيها كائِنٌ. وَ لَمْ يَنْاَ عَنْها فَيُقالَ هُوَ مِنْها بائِنٌ.
ننموده تا گفته شود خدا در آنهاست. و از آنها دور نگشته تا گفته شود جداى از آنهاست.
لَمْ يَؤُدْهُ خَلْقُ ما ابْتَدَأَ، وَ لا تَدْبيرُ ما ذَرَأَ، وَلا وَقَفَ بِهِ عَجْزٌ عَمّا
آفریدن موجودات و تدبیر وضع آنان او را خسته و درمانده نکرده، و نسبت به آنچه آفریده عجزى به او
خَلَقَ، وَلا وَلَجَتْ عَلَيْهِ شُبْهَةٌ فيما قَضى وَ قَدَّرَ، بَلْ قَضاءٌ مُتْقَنٌ،
دست نداده، و در آنچه حکم داده و مقدر نموده اشتباهى بر او وارد نگشته، بلکه کارش قضائى است استوار،
وَ عِلْمٌ مُحْكَمٌ، وَ اَمْرٌ مُبْرَمٌ. الْمَأْمُولُ مَعَ النِّقَمِ، الْمَرْهُوبُ مَعَ النِّعَمِ.
و علمى است محکم، و امرى است قطعى. بندگان باوجود خشمش به او امیدوار، و باوجود نعمتهایش از اوهراسنانند.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز