فارسی
يكشنبه 03 شهريور 1398 - الاحد 23 ذي الحجة 1440

خطبه 25 - خطبه وقتى به او خبر رسيد كه ارتش معاويه به شهرها دستاندازى كرده اند

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
- وَ قَدْ تَواتَرَتْ عَلَيْهِ الاَْخْبارُ بِاسْتيلاءِ اَصْحابِ مُعاوِيَةَ عَلَى الْبِلادِ، وَ قَدِمَ عَلَيْهِ
آن گاه که پى درپى به حضرت خبر رسید که ارتش معاویه به شهرها دست اندازى کرده اند، و دوعامل او
عامِلاهُ عَلَى الْيَمَنِ وَ هُما عُبَيْدُ اللّهِ بْنُ عَبّاس   وَ سَعيدُ بْنُ نَمْرانَ لَمّا غَلَبَ عَلَيْهِما
در یمن عبیداللّه بن عباس و سعید بن نَمران پس از شکست از بُسر بن ارطاة به
بُسْرُ بْنُ اَبى اَرْطاةَ. فَقامَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلَى الْمِنْبَرِ ضَجِراً بِتَثاقُلِ اَصْحابِهِ عَنِ الْجِهادِ،
حضورش رسیدند، امام در حالى که از سنگینى یارانش از جهاد و مخالفتشان با رأى آن جناب
وَ مُخالَفَتِهِمْ لَهُ فِى الرَّأْىِ، فَقالَ:-
آزرده خاطر بود به منبـر رفت و فرمود:
ما هِىَ اِلاَّ الْكُوفَةُ اَقْبِضُها وَ اَبْسُطُها. اِنْ لَمْ تَكُونى اِلاّ اَنْتِ تَهُبُّ
غیر از کوفه که اختیار قبضوبسطش در دست من است برایم نمانده. اى کوفه، اگر مرا جز تو نباشد در حالى که
اَعاصيرُكِ، فَقَبَّحَكِ اللّهُ. - وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِر:-
بادهاى فتنه ات بوزد، خدایت زشت کند. و اینجا قول شاعر را مثال آورد:
لَعَمْرُ اَبيكَ الْخَيْرِ يا عَمْرُو اِنَّنى *** عَلى وَضَر مِنْ ذَا الاِْناءِ قَليل
«سوگند به جان پدر خوبت اى عمرو که از این ظرف (حکومت) جز ته مانده اى اندک بهره اى برایم نیست»
- ثمَّ قالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:- اُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْيَمَنَ، وَ اِنِّى وَ اللّهِ
سپس فرمود: شنیده ام بُسر وارد یمن شده; سوگند به خدا مى بینم
لاََظُنُّ اَنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ سَيُدالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِماعِهِمْ عَلى باطِلِهِمْ،
که این قوم به زودى بر شما چیره شوند به خاطر اجتماعى که آنان بر باطلشان دارند،
وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ، وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ اِمامَكُمْ فِى الْحَقِّ، وَ طاعَتِهِمْ
و تفرقه اى که شما از حق دارید، و محض اینکه شما در راه حق به امام خود عاصى هستنید، و آنان در راه
اِمامَهُمْ فِى الْباطِلِ، وَ بِاَدائِهِمُ الاَْمانَةَ اِلى صاحِبِهِمْ وَ خِيانَتِكُمْ،
باطل مطیع رهبر خویشند، و به علّت اینکه آنان امانت او را ادا مى کنند و شما خیانت مىورزید،
وَ بِصَلاحِهِمْ فى بِلادِهِمْ وَ فَسادِكُمْ. فَلَوِ ائْتَمَنْتُ اَحَدَكُمْ عَلى قَعْب
و به جهت اینکه آنان در شهرهاى خود درستکارند و شما فاسد هستید. من اگر قدح چوبینى در اختیار شما بگذارم
لَخَشيتُ اَنْ يَذْهَبَ بِعِلاقَتِهِ.
مى تـرسـم بنـد بى ارزش آن را ببـریـد.
اللّهُمَّ اِنّى قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونى، وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونى،
الهى من از اینان ملول شده ام و آنان از من، من از اینان افسرده ام و آنان از من،
فَاَبْدِلْنى بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ، وَ اَبْدِلْهُمْ بى شَراًّ مِنِّى. اَللّهُمَّ مُثْ قُلُوبَهُمْ
پس بهتر از اینان را به من عنایت کن، و به جاى من شرّى را بر ایشان بگمار. خداوندا، دلشان را آب کن
كَما يُماثُ الْمِلْحُ فِى الْماءِ. اَما وَاللّهِ لَوَدِدْتُ اَنَّ لى بِكُمْ اَلْفَ
چون نمکى که در آب حلّ شود. به خدا قسم دوست دارم به جاى شما هزار سوار از
فارِس مِنْ بَنى فِراسِ بْنِ غَنْم.
قبیله بنى فِراس بن غَنم داشتم.
هُنا لِكَ لَوْ دَعَوْتَ اَتاكَ مِنْهُمْ *** فَوارِسُ مِثْلُ أَرْمِيَةِ الْحَميمِ
«اگر آنان را دعوت مى کردى چون ابرهاى بارنده تابستان به سرعت به کمک تو مى شتافتند»
- ثُمَّ نَزَلَ عَلَيْهِ السَّلامُ مِنَ الْمِنْبَرِ. اَقُولُ: الاَْرْمِيَةُ جَمْعُ رَمِىٍّ وَ هُوَ السَّحابُ.
سپس از منبر فرود آمد. مى گویم: «ارمیه» جمع «رمىّ» به معناى ابر است.
وَالْحَميمُ ههُنا وَقْتُ الصَّيْفِ. وَ اِنَّما خَصَّ الشّاعِرُ سَحابَ الصَّيْفِ بِالذِّكْرِ لاَِنَّهُ اَشَدُّ
و «حمیم» در اینجا به معناى تابستان است. شاعر از ابر تابستانى یاد کرده چون
جُفُولاً، وَ اَسْرَعُ خُفُوفاً، لاَِنَّهُ لاماءَ فيهِ. وَ اِنَّما يَكُونُ السَّحابُ ثَقيلَ السَّيْرِ لاِمْتِلائِهِ
سبکبار است و زودگذر، زیرا بارانى ندارد. ابر پر آب حرکتش کند
بِالْماءِ، وَ ذلِكَ لايَكُونُ فِى الاَْكْثَرِ اِلاّ زَمانَ الشِّتاءِ. وَ اِنَّما اَرادَ الشّاعِرُ وَصْفَهُمْ
است، و این بیشتر در زمستان است. شاعر سواران قبیله را به خاطر
بِالسُّرْعةِ اِذا دُعُوا، وَالاِْغاثَةِ اِذَا اسْتُغيثُوا. وَالدَّليلُ عَلى ذلِكَ قَوْلُهُ: هُنالِكَ لَوْ دَعَوْتَ
شتاب در پذیرفتن دعوت و یارى رساندن، به ابر تابستانى تشبیه کرده است.
اَتــاكَ مِـنْـهُـمْ . -
دلیلش آن است که گوید: ...



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز