فارسی
يكشنبه 03 شهريور 1398 - الاحد 23 ذي الحجة 1440

خطبه 175 - خطبه در پند و اندرز و فضل قرآن و نهى از بدعت

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
در پند و اندرز و فضل قرآن و نهى از بدعت
انْتَفِعُوا بِبَيانِ اللّهِ، وَاتَّعِظُوا بِمَواعِظِ اللّهِ، وَاقْبَلُوا نَصيحَةَ اللّهِ،
از بیان خداوند سود گیرید، و از موعظه هاى الهى پند پذیرید، و نصیحت خدا را قبول کنید،
فَاِنَّ اللّهَ قَدْ اَعْذَرَ اِلَيْكُمْ بِالْجَلِيَّةِ، وَ اَخَذَ عَلَيْكُمْ الْحُجَّةَ. وَ بَيَّنَ لَكُمْ
که خداوند با آیات روشنش راه عذر را بر شما بسته، و حجّتش را بر شما تمام کرده، و از اعمال آنچه
مَحابَّهُ مِنَ الاَْعْمالِ وَ مَكارِهَهُ مِنْها، لِتَتَّبِعُوا هذِهِ
را دوست داشته و آنچه را مورد نفرتش بوده براى شما بیان فرموده، تا محبوبش را انجام دهید،
وَ تَجْتَنِبُوا هذِهِ، فَاِنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانَ يَقُولُ:
و منفورش را ترک نمایید، رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ مکرّر مى فرمود:
«اِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكارِهِ، وَ اِنَّ النّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَواتِ».
«بهشت پیچیده به سختى ها، و دوزخ آمیخته به شهوات است».
وَاعْلَمُوا اَنَّهُ ما مِنْ طاعَةِ اللّهِ شَىْءٌ اِلاّ يَأْتِى فى كُرْه، وَ ما مِنْ
بدانید طاعتى نیست جز اینکه انجامش گران، و گناهى نیست
مَعْصِيَةِ اللّهِ شَىْءٌ اِلاّ يَأْتى فى شَهْوَة. فَرَحِمَ اللّهُ رَجُلاً نَزَعَ عَنْ
مگر اینکه انجامش لذّت بخش است. پس رحمت خدا بر کسى که از شهوت
شَهْوَتِهِ، وَ قَمَعَ هَوى نَفْسِهِ، فَاِنَّ هذِهِ النَّفْسَ اَبْعَدُ شَىْء مَنْزِعاً،
بازایستد، و هواى نفس را ریشه کن کند، که این نفس دورترین چیزى است که از شهوت قطع شود،
وَ اِنَّها لا تَزالُ تَنْزِعُ اِلى مَعْصِيَة فى هَوًى.
و پیوسـته میل به هوسـرانى و معصیـت دارد.
وَاعْلَمُوا عِبادَاللّهِ اَنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُصْبِحُ وَ لا يُمْسى اِلاّ وَ نَفْسُهُ
بندگان خدا، بدانید که مؤمن شب را به روز و روز را به شب نمى برد مگر آنکه به نفس خود
ظَنُونٌ عِنْدَهُ، فَلايَزالُ زارِياً عَلَيْها وَ مُسْتَزيداً لَها. فَكُونُوا
بدگمان است، هماره از خود عیبجویى مى کند، و خواهان افزایش کار نیک از نفس است. در امر دین
كَالسّابِقينَ قَبْلَكُمْ وَ الْماضينَ اَمامَكُمْ، قَوَّضُوا مِنَ الدُّنْيا
چون گذشتگان که پیش از شمابودند، و رفتگانى که دربرابر شما از دنیا رفتند باشید، از دنیاخیمه برکندند
تَقْويضَ الرّاحِلِ، وَ طَوَوْها طَىَّ الْمَنازِلِ.
همچون خیمه برکندن کسى که کوچ مى کند، و آن را طىّ کردند چنانکه منازل را طى کنند.
وَاعْلَمُوا اَنَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذى لايَغُشُّ، وَ الْهادِى
بدانید که قرآن خیرخواهى است که خیانت نمى کند، و هدایتگرى است
الَّذى لا يُضِلُّ، وَالْمُحَدِّثُ الَّذى لا يَكْذِبُ. وَ ما جالَسَ هذَا الْقُرْآنَ
که گمراه نمى نماید، و سخنگویى است که دروغ نمى گوید. احدى با قرآن ننشست
اَحَدٌ اِلاَّقامَ عَنْهُ بِزِيادَة اَوْ نُقْصان: زِيادَة فى هُدًى، اَوْ نُقْصان مِنْ
جز اینکه به فزونى یا کمى از پیش آن برخاست: فزونى در هدایت، و کم شدن در
عَمًى. وَاعْلَمُوا اَنَّهُ لَيْسَ عَلى اَحَد بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فاقَة، وَ لا لاَِحَد
کوردلى. بدانید که براى کسى بعد از بودن با قرآن تهیدستى نیست، و براى احدى
قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى. فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ اَدْوائِكُمْ، وَاسْتَعينُوا بِهِ عَلى
منهاى قرآن بى نیازى نمى باشد. از قرآن براى بیماریهاى خود شفا جویید، و از آن براى پیروزى بر
لاَْوائِكُمْ، فَاِنَّ فيهِ شِفاءً مِنْ اَكْبَرِ الدّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفاقُ وَ الْغَىُّ
مشکلات یارى خواهید، که شفاى از بزرگترین بیماریها که کفر و نفاق و تباهى و ضلالت مى باشد در
وَ الضَّلالُ. فَاسْاَلُوا اللَّهَ بِهِ، وَ تَوَجَّهُوا اِلَيْهِ بِحُبِّهِ، وَلاتَسْاَلُوا بِهِ
قرآن است. پس به وسیله قرآن از خدا بخواهید، و با عشق به قرآن به خدا توجه کنید، و بهوسیله آن از
خَلْقَهُ، اِنَّهُ ما تَوَجَّهَ الْعِبادُ اِلَى اللّهِ بِمِثْلِهِ.
مردم چیزى مخواهید، قطعاً عباد الهى در این دنیا با وسیله اى به مانند قرآن به خداوند توجه نکرده اند.
وَاعْلَمُوا اَنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَ قائِلٌ مُصَدَّقٌ;
بدانید که قرآن شافعى است که شفاعتش پذیرفته گشته، و گوینده اى است که گفتارش تصدیق شده است;
وَ اَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ شُفِّعَ فيهِ، وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ
آن که قرآن در قیامت به شفاعتش برخیزد شفاعتش در مورد او قبول است، و از هر که شکایت نماید
يَوْمَ الْقِيامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ، فَاِنَّهُ يُنادى مُناد يَوْمَ الْقِيامَةِ: «اَلا اِنَّ كُلَّ
شکایتش پذیرفته است، زیرا ندادهنده اى در قیامت ندا مى دهد: «امروز هر انسانى دچار بذرى است که
حارِث مُبْتَلًى فى حَرْثِهِ وَ عاقِبَةِ عَمَلِهِ غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ».
افشانده و گرفتار نتیجه عمل خود است جز آنان که زارع بذر قرآن در سرزمین حیات خود بودند».
فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ اَتْباعِهِ، وَاسْتَدِلُّوهُ عَلى رَبِّكُمْ، وَاسْتَنْصِحُوهُ
پس از بذرافشانان قرآن و تابعان آن باشید، آن را رهنماى بر خداى خود قرار دهید، براى خود از قرآن
عَلى اَنْفُسِكُمْ، وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آراءَكُمْ، وَاسْتَغِشُّوا فيهِ
طلب نصیحت کنید، آراء خود را که بر خلاف قرآن است متّهم نمایید، و خواهش خود را که مخالف
اَهْـــواءَكُـــمْ .
قرآن است خائن بدانید.
الْعَمَلَ الْعَمَلَ! ثُمَّ النِّهايَةَ النِّهايَةَ! وَالاِْسْتِقامَةَ الاِْسْتِقامَةَ!
عمل! عمل! سپس عاقبت! عاقبت! پایدارى! پایدارى!
ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ! وَ الْوَرَعَ الْوَرَعَ! اِنَّ لَكُمْ نِهايَةً فَانْتَهُوا اِلى
آن گاه صبر! صبر! پاکدامنى! پاکدامنى! قطعاً براى شما پایانى است، خود را به آن
نِهايَتِكُمْ، وَ اِنَّ لَكُمْ عَلَماً فَاهْتَدُوا بِعَلَمِكُمْ، وَ اِنَّ لِلاِْسْلامِ غايَةً
برسانید; و شما را نشانه اى است، به آن هدایت جویید، و اسلام را هدفى است
فَانْتَهُوا اِلى غايَتِهِ; وَ اخْرُجُوا اِلَى اللّهِ بِمَا افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَقِّهِ،
به آن برسید; با انجام آنچه خداوند از حق خود بر شما واجب نموده، و تکالیفى که
وَ بَيَّنَ لَكُمْ مِنْ وَظائِفِهِ. اَنَا شاهِدٌ لَكُمْ، وَ حَجيجٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَنْكُمْ.
براى شما بیان داشته به خداوند روى آورید، من شاهد شمایم، و روز قیامت به نفع شما اقامه حجت مى کنم.
اَلا وَ اِنَّ الْقَدَرَ السّابِقَ قَدْ وَقَعَ، وَالْقَضاءَ الْماضِىَ قَدْ تَوَرَّدَ،
بدانید که آنچه در علم الهى مقدر گشته بود واقع شد، و قضایى که باید انجام مى شد تدریجاً وارد گشت،
وَ اِنّى مُتَكَلِّمٌ بِعِدَةِ اللّهِ وَ حُجَّتِهِ، قالَ اللّهُ تَعالى: «اِنَّ الَّذينَ قالُوا
من از وعده خدا و حجت او سخن مى گویم، خداى تعالى فرموده: «آنان که گفتند
رَبُّنا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ اَلاّتَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا
پروردگار ما اللّه است، سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان فرود مى آیند که نترسید و محزون
وَ اَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتى كُنتُمْ تُوعَدُونَ». وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا اللّهُ،
نباشید، و شاد باشید به بهشتى که وعده داده مى شدید». شما گفتید پروردگار ما خداست،
فَاسْتَقيمُوا عَلى كِتابِهِ، وَ عَلى مِنْهاجِ اَمْرِهِ، وَ عَلَى الطَّريقَةِ
پس بر کتاب خدا و بر طریق فرمان او، و بر راه شایسته بندگیش
الصّالِحَةِ مِنْ عِبادَتِهِ، ثُمَّ لاتَمْرُقُوا مِنْها، وَ لاتَبْتَدِعُوا فيها،
استقامت ورزید، و از آن طریقه بیرون نروید، و بدعت در آن مگذارید،
وَلاتُخالِفُوا عَنْها، فَاِنَّ اَهْلَ الْمُرُوقِ مُنْقَطَعٌ بِهِمْ عِنْدَ اللّهِ يَوْمَ
و با آن مخالفت نورزید، زیرا آنان که از راه بیرون شوند در قیامت به خداوند
الْقِيامَةِ.
راه نیـابنـد.
ثُمَّ اِيّاكُمْ وَ تَهْزيعَ الاَْخْلاقِ وَ تَصْريفَها، وَاجْعَلُوا اللِّسانَ
از شکستن و دگرگون کردن اخلاق پسندیده برحذر باشید، و زبان را
واحِداً، وَلْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسانَهُ، فَاِنَّ هذَا اللِّسانَ جَمُوحٌ بِصاحِبِهِ،
یکى کنید، مرد باید زبان خود را ضبط کند، زیرا زبان نسبت به صاحبش چموش است،
وَاللّهِ ما اَرى عَبْداً يَتَّقى تَقْوى تَنْفَعُهُ حَتّى يَخْزُنَ لِسانَهُ. وَ اِنَّ
به خدا سوگند بنده باتقوایى را نمى بینم که تقوایش او را سود دهد مگر آنکه زبانش را حفظ کند. قطعاً
لِسانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَراءِ قَلْبِهِ، وَ اِنَّ قَلْبَ الْمُنافِقِ مِنْ وَراءِ لِسانِهِ،
زبان مؤمن پشت قلب او، و دل منافق پشت زبان اوست،
لاَِنَّ الْمُؤْمِنَ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلام تَدَبَّرَهُ فى نَفْسِهِ، فَاِنْ كانَ خَيْراً
زیرا مؤمن چون بخواهد سخنى گوید درباره آن در دل خود اندیشه نماید، اگر خیر بود
اَبْداهُ، وَ اِنْ كانَ شَرًّا واراهُ. وَ اِنَّ الْمُنافِقَ يَتَكَلَّمُ بِما اَتى عَلى لِسانِهِ،
آشکارش کند، و اگر شر بود نهفته اش دارد. و منافق هرچه به زبانش آید بگوید،
لايَدْرى ماذا لَهُ وَ ماذا عَلَيْهِ. وَ لَقَدْ قالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ
نمى فهمد چه سخنى براى او سودمند و کدام گفتار براى او زیان آور است. رسول خدا صلّى اللّه علیه
وَ آلِهِ: «لايَسْتَقيمُ ايمانُ عَبْد حَتّى يَسْتَقيمَ قَلْبُهُ، وَلايَسْتَقيمُ قَلْبُهُ
وآله فرمود: «ایمان بنده اى استوار نمى شود مگر دلش استوار شود، و دلش استوار نمى گردد
حَتّى يَسْتَقيمَ لِسانُهُ». فَمَنِ اسْتَطاعَ مِنْكُمْ اَنْ يَلْقَى اللّهَ تَعالى وَ هُوَ
مگر زبانش استوار شود». پس هریک از شما بتواند خدا را ملاقات کند در حالى که
نَقِىُّ الرّاحَةِ مِنْ دِماءِ الْمُسْلِمينَ وَ اَمْوالِهِمْ، سَليمُ اللِّسانِ مِنْ
دستش از خون و مال مسلمین پاک، و زبانش از هتک آبروى آنان
اَعْراضِهِمْ فَلْيَفْعَلْ.
سالم باشـد بایـد چنین کنـد.
وَاعْلَمُوا ـ عِبادَ اللّهِ ـ اَنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْتَحِلُّ الْعامَ مَا اسْتَحَلَّ عاماً
بندگان خدا، بدانید قطعاً مؤمن در امسال حلال مى داند آنچه را سال اول حلال
اَوَّلَ، وَ يُحَرِّمُ الْعامَ ما حَرَّمَ عاماً اَوَّلَ. وَ اَنَّ ما اَحْدَثَ النَّاسُ لايُحِلُّ
دانسته، و این سال حرام مى داند آنچه را سال نخست حرام مى دانسته، بدعتى که مردم پایه گذارى
لَكُمْ شَيْئاً مِمّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ، وَلكِنَّ الْحَلالَ ما اَحَلَّ اللّهُ، وَ الْحَرامَ
کرده اند چیز حرام را بر شما حلال نمى کند، بلکه حلال همان است که خدا حلال کرده، و حرام همان
ما حَرَّمَ اللّهُ. فَقَدْ جَرَّبْتُمُ الاُمُورَ وَ ضَرَّسْتُمُوها، وَ وُعِظْتُمْ بِمَنْ كانَ
است که خدا حرام نموده. به تحقیق امور را تجربه کرده و خوب آزمایش نموده اید، و از اوضاع گذشتگان
قَبْلَكُمْ، وَ ضُرِبَتِ الاَْمْثالُ لَكُمْ، وَ دُعيتُمْ اِلَى الاَْمْرِ الْواضِحِ،
پندتان داده اند، و براى شما مثلها زده اند، و به آیینى واضح دعوت شده اید،
فَلايَصَمُّ عَنْ ذلِكَ اِلاّ اَصَمُّ، وَ لايَعْمى عَنْ ذلِكَ اِلاّ اَعْمى، وَ مَنْ
از شنیدن دعوت کر نمى شود مگر بى گوش، و از دیدن آن کور نمى شود مگر بى چشم، آن که
لَمْ يَنْفَعْهُ اللّهُ بِالْبَلاءِ وَ التَّجارِبِ لَمْ يَنْتَفِعْ بِشَىْء مِنَ الْعِظَةِ، وَ اَتاهُ
خداوند از آزمایش ها و تجربه ها سودش نرساند به موعظه دیگر سود نبرد، و او را از پیش رو
التَّقْصيرُ مِنْ اَمامِهِ حَتّى يَعْرِفَ ما اَنْكَرَ، وَ يُنْكِرَ ما عَرَفَ.
و آشکارا کوته فکرى درآید تا آنجا که آنچه را نمى شناخته پندارد که مى شناسد، و آنچه راکه مى شناخته ناشناخته انگارد.
وَ اِنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ: مُتَّبِعٌ شِرْعَةً، وَ مُبْتَدِعٌ بِدْعَةً لَيْسَ مَعَهُ مِنَ اللّهِ
زیرا مردم دو دسته اند: تابع شریعت، و پدیدآورنده بدعت که او را از جانب خدا
سُبْحانَهُ بُرْهانُ سُنَّة وَ لا ضِياءُ حُجَّة.
نه برهانى از سنّت و نه نورى از دلیل و حجّت است.
وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ لَمْ يَعِظْ اَحَداً بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ، فَاِنَّهُ حَبْلُ اللّهِ
خداوند احدى را به مانند این قرآن پند نداده، که قرآن رشته متین خدا
الْمَتينُ وَ سَبَبُهُ الاَْمينُ، وَ فيهِ رَبيعُ الْقَلْبِ وَ يَنابيعُ الْعِلْمِ، وَ ما لِلْقَلْبِ
و وسیله امین اوست، در آن بهار دل و چشمه هاى دانش است، دل را به غیر آن
جَلاءٌ غَيْرُهُ، مَعَ اَنَّهُ قَدْ ذَهَبَ الْمُتَذَكِّرُونَ، وَ بَقِىَ النّاسُونَ
مایه جلا نیست، با آنکه پندپذیران از قرآن از دنیا رفتند، و فراموشکاران یا آنان که
اَوِ الْمُتَناسُونَ. فَاِذا رَاَيْتُمْ خَيْراً فَاَعينُوا عَلَيْهِ، وَ اِذا رَاَيْتُمْ شَرًّا
خود را به فراموش زده اند ماندند. چون خیرى دیدید آن را کمک کنید، و چون شرى مشاهده نمودید
فَاذْهَبُوا عَنْهُ، فَاِنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانَ يَقُولُ:
از آن دورى جویید، که رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ هماره مى فرمود:
«يَا بْنَ آدَمَ، اِعْمَلِ الْخَيْرَ وَ دَعِ الشَّرَّ فَاِذا اَنْتَ جَوادٌ قاصِدٌ».
«اى فرزند آدم، کار خیر انجام ده، و کار شرّ را رها کن، که در این حال نیکوکار و معتدلى».
اَلا وَ اِنَّ الظُّلْمَ ثَلاثَةٌ: فَظُلْمٌ لايُغْفَرُ، وَ ظُلْمٌ لايُتْرَكُ، و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ
بدانید ستم سه گونه است: ستمى که بخشیده نشود، و ستمى که بازخواست شود، و ستمى که بخشیده شود
لايُطْلَبُ. فَاَمَّا الظُّلْمُ الَّذى لايُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللّهِ، قالَ اللّهُ تَعالى:
و بازخواست نشود. اما ستمى که آمرزیده نشود شرک به خداوند است، خداوند سبحان فرموده:
«اِنَّ اللّهَ لايَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِ.» وَ اَمَّا الظُّلْمُ الَّذى يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ
«خداوند این گناه را که به او شرک آورند نمى آمرزد.» اما ستمى که آمرزیده شود ستم عبد
نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَناتِ. وَ اَمَّا الظُّلْمُ الَّذى لايُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبادِ
بر خود است در ارتکاب بعضى از گناهان کوچک. امّا ستمى که بازخواست شود ستم بعضى از مردم
بَعْضِهِمْ بَعْضاً. الْقِصاصُ هُناكَ شَديدٌ، لَيْسَ هُوَ جَرْحاً بِالْمُدى،
بر بعض دیگر است. قصاص در قیامت شدید است، و آن زخم زدن با کارد،
وَ لاضَرْباً بِالسِّياطِ، وَلكِنَّهُ ما يُسْتَصْغَرُ ذلِكَ مَعَهُ. فَاِيّاكُمْ وَالتَّلَوُّنَ
یا ضربه زدن با تازیانه نیست، بلکه برنامه اى است که اینها در برابرش اندک است. از تلوّن و رنگ به رنگ
فى دينِ اللّهِ، فَاِنَّ جَماعَةً فيما تَكْرَهُونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَة
شدن در دین خدا بپرهیزید، زیرا اتّفاق در آنچه که از حق میل ندارید از تفرقه در آنچه
فيما تُحِبُّونَ مِنَ الْباطِلِ، وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ لَمْ يُعْطِ اَحَداً بِفُرْقَة
از باطل دوست دارید بهتر است، و خداوند پاک به هیچ یک از گذشتگان
خَيْراً مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقِىَ.
و فعلى ها بر اثر تفرقه خیرى عطا نکرده است.
يا اَيُّهَا النّاسُ، طُوبى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النّاسِ،
اى مردم، خوشا به حال کسى که عیب خودش او را از دنبال کردن عیوب مردم بازدارد،
وَ طُوبى لِمَنْ لَزِمَ بَيْتَهُ، وَ اَكَلَ قُوتَهُ، و اشْتَغَلَ بِطاعَةِ رَبِّهِ،
و خوشا آن که در خانه اش بنشیند، روزى خود را بخورد، به طاعت پروردگارش مشغول باشد،
وَ بَكى عَلى خَطيئَتِهِ، فَكانَ مِنْ نَفْسِهِ فى شُغُل، وَ النَّاسُ مِنْهُ
و بر گناهش گریه کند; او سرگرم کار خود بوده، و مردم از او
فى راحَـة .
در آسایش باشند.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز