فارسی
پنجشنبه 31 مرداد 1398 - الخميس 20 ذي الحجة 1440

خطبه 17 - خطبه درباره كسىكه در ميان مردم عهدهدار منصب قضاوت شود

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
فى صِفَةِ مَنْ يَتَصَدّى لِلْحُكْمِ بَيْنَ الاُْمَّةِ وَلَيْسَ لِذلِكَ بِاَهْل
درباره کسى که در میان مردم عهده دار منصب قضاوت شود ولى شایسته آن نباشد
اِنَّ اَبْغَضَ الْخَلائِقِ اِلَى اللّهِ رَجُلانِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللّهُ اِلى نَفْسِهِ،
مبغوض ترین مردم نزد خداوند دو کس اند: انسانى که خداوند او را به حال خود واگذاشته،
فَهُوَ جائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبيلِ، مَشْغُوفٌ بِكَلامِ بِدْعَة، وَ دُعاءِ ضَلالَة.
تا جایى که از راه راست منحرف شده، به سخن آمیخته با بدعت و دعوت به گمراهى دل خوش نموده است.
فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ، ضالٌّ عَنْ هَدْىِ مَنْ كانَ قَبْلَهُ،
او فتنه اى است براى فتنه جویان، ره گم کرده اى است از راه روشن گذشتگان،
مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدى بِهِ فى حَياتِهِ وَ بَعْدَ وَفاتِهِ، حَمّالٌ
گمراه کننده کسانى است که بهوقت زنده بودن او یا پس از مرگش از او پیروى کنند، هم بار گناهان
خَطَايا غَيْرِهِ، رَهْنٌ بِخَطيئَتِهِ.
دیگران را به دوش کشد، و هم گروگان خطاهاى خود باشد.
وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً، مُوضِعٌ فى جُهّالِ الاُْمَّةِ،
و دیگر انسانى است که انبوهى از نادانى را در خود جمع کرده، و در میان جاهلان امت جهت فریبشان مى شتابد
عاد فى اَغْباشِ الْفِتْنَةِ، عَم بِما فى عَقْدِ الْهُدْنَةِ. قَدْ سَمّاهُ اَشْباهُ
در تاریکهاى فتنه ها مى تازد، و نسبت به مصالحى که در پیمان صلح است نابیناست. انسان نماها دانشمندش
النّاسِ عالِماً وَ لَيْسَ بِهِ. بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مِنْ جَمْعِ ما قَلَّ مِنْهُ خَيْرٌ مِمّا
دانند در حالى که بى دانش است. از آغاز وقتش را صرف انباشتن چیزهایى کرده که اندکش از بسیارش
كَثُرَ، حَتّى اِذَا ارْتَوى مِنْ ماء آجِن، وَ اكْتَنَزَ مِنْ غَيْرِ طائِل،
بهتر است، همین که از آب گندیده سراب شد، و امور بیهوده را روى هم انباشت،
جَلَسَ بَيْنَ النّاسِ قاضِياً، ضامِناً لِتَخْليصِ مَا الْتَبَسَ عَلى غَيْرِهِ!
به ناحق بر کرسى قضاوت میان مردم مى نشیند، تا بیان مسائلى را که بر دیگران مشتبه شده به عهده گیرد!
فَاِنْ نَزَلَتْ بِهِ اِحْدَى الْمُبْهَماتِ هَيَّأَ لَها حَشْواً رَثّاً مِنْ رَأْيِهِ،
چون با مسأله مبهمى روبرو شود آراء بى فایده و بى پایه اش را به میدان آورده، قاطعانه
ثُمَّ قَطَعَ بهِ. فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهاتِ فى مِثْلِ نَسْجِ الْعَنْكَبُوتِ،
حکم مى کند. از این رو در برابر شبهات به مانند مگسى در تارهاى سست عنکبوت گرفتار است،
لايَدْرى اَصابَ اَمْ اَخْطَأَ؟ فَاِنْ اَصابَ خافَ اَنْ يَكُونَ قَدْ اَخْطَأَ،
این بى مایه نمى داند رأیش بر صواب است یا بر خطا؟ اگر حکمى به صواب راند مى ترسد بر خطا باشد،
وَ اِنْ اَخْطَأَ رَجا اَنْ يَكُونَ قَدْ اَصابَ. جاهِلٌ خَبّاطُ جَهالات.
و چون به خطا حکم کند امیدوار است که راه صواب رفته باشد! در امواج جهالتهایش گم شده.
عاش رَكّابُ عَشَوات، لَمْ يَعَضَّ عَلَى الْعِلْمِ بِضِرْس قاطِع.
با دیده کور در تاریکى هاى نادانى راه پوید، هیچ امر مشتبهى را قاطعانه بر اساس دانش حل نمى کند.
يُذْرِى الرِّواياتِ اِذْراءَ الرّيحِ الْهَشيمَ. لامَلىءٌ وَ اللّهِ بِاِصْدارِ
روایات را همچون کاهى که بر باد مى رود مى پراکند. به خدا قسم این بى خرد را نه در حل مسائلى که بر او وارد
ما وَرَدَ عَلَيْهِ، وَلا هُوَ اَهْلٌ لِما فُوِّضَ اِلَيْهِ، لايَحْسَبُ الْعِلْمَ
مى شود مایه اى از دانش و علم است، و نه شایسته مسندى است که به او واگذار شده، در آنچه انکار کرده علمى
فى شَىْء مِمَّا اَنْكَرَهُ، وَلايَرى اَنَّ مِنْ وَراءِ ما بَلَغَ مَذْهَباً لِغَيْرِهِ.
را که برخلاف انکار او باشد گمان نمى برد، و رأیى بالاتر از رأى خود براى دیگرى نمى بیند.
وَ اِنْ اَظْلَمَ عَلَيْهِ اَمْرٌ اكْتَتَمَ بِهِ لِما يَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِهِ.
چون امرى بر او تاریک گردد بر آن سرپوش نهد زیرا به نادانى خود واقف است.
تَصْرُخُ مِنْ جَوْرِ قَضائِهِ الدِّماءُ، وَ تَعِجُّ مِنْهُ الْمَواريثُ.
از داوریهاى ظالمانه اش خونهایى که به قضاوت او ریخته شده، و میراثهاى به غارت رفته فریادها دارند.
اِلَى اللّهِ اَشْكُو مِنْ مَعْشَر يَعيشُونَ جُهّالاً، وَ يَمُوتُونَ ضُلاّلاً.
از این طایفه اى که نادان زندگى مى کنند، و گمراه مى میرند به خداوند شکایت مى برم.
لَيْسَ فيهِمْ سِلْعَةٌ اَبْوَرُ مِنَ الْكِتابِ اِذا تُلِىَ حَقَّ تِلاوَتِهِ،
به نزد این بى مایگان متاعى بى ارزش تر از قرآن نیست آن گاه که به شیوه صحیح معنى شود،
وَلاسِلْعَةٌ اَنْفَقُ بَيْعاً وَلا اَغْلى ثَمَناً مِنَ الْكِتابِ اِذا حُرِّفَ عَنْ
و هیچ کالایى پررونق تر و گرانبهاتر از قرآن نیست زمانى که بر اساس هوا و هوس
مَواضِعِهِ، وَ لا عِنْدَهُمْ اَنْكَرُ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَلااَعْرَفُ مِنَ الْمُنْكَرِ.
معنى شود، و براى اینان چیزى زشت تر از معروف، و مسأله اى زیباتر از منکر نیست.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز