فارسی
پنجشنبه 31 مرداد 1398 - الخميس 20 ذي الحجة 1440

خطبه 154 - خطبه در آن شگفتيهاى آفرينش شبپره را بيان مىكند

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
يَذْكُرُ فيها بَديعَ خِلْقَةِ الْخُفّاشِ
که در آن شگفتیهاى آفرینش شب پره را بیان مى کند
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى انْحَسَرَتِ الاَْوْصافُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ، وَ رَدَعَتْ
حمد خدایى را که اوصاف از رسیدن به حقیقت معرفتش مانده اند، و عظمتش
عَظَمَتُهُ الْعُقُولَ فَلَمْ تَجِدْ مَساغاً اِلى بُلُوغ  ِ غايَةِ مَلَكُوتِهِ. هُوَ اللّهُ
عقول را بازداشته پس راهى براى رسیدن به نهایت ملکوتش نیافتند. اوست اللّه
الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ، اَحَقُّ وَ اَبْيَنُ مِمّا تَرَى الْعُيُونُ. لَمْ تَبْلُغْهُ
آن پادشاه حق آشکار، ثابت تر و آشکارتر است از هرچه دیده ها مى بیند. قدرت عقول
الْعُقُولُ بِتَحْديد فَيَكُونَ مُشَبَّهاً، وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ الاَْوْهامُ بِتَقْدير
به حدّ و اندازه اى براى حضرتش نرسیده تا مانندى برایش بیابد، و اوهام به تقدیرى براى او راه نیافتند
فَيَكُونَ مُمَثَّلاً. خَلَقَ الْخَلْقَ عَلى غَيْرِ تَمْثيل، وَ لا مَشُورَةِ مُشير،
تا مانندش در وهم درآمده باشد. موجودات را بدون نقشه قبلى، و مشورت با مشاور،
وَ لا مَعُونَةِ مُعين. فَتَمَّ خَلْقُهُ بِاَمْرِهِ، وَ اَذْعَنَ لِطاعَتِهِ، فَاَجابَ
و کمک مددکار آفرید. آفرینش او به دستورش کامل شد، و به طاعتش گردن نهاد، فرمانش را
وَ لَمْ يُدافِعْ، وَ انْقادَ وَ لَمْ يُنازِعْ.
اجابت کرد و ردّ ننمود، و تسلیم او شد و به مخالفتش برنخاست.
وَ مِنْ لَطائِفِ صَنْعَتِهِ وَ عَجائِبِ حِكْمَتِهِ ما اَرانا مِنْ غَوامِضِ
از لطائف صنعت و شگفتیهاى حکمتش که به ما نشان داده همانا اسرار پیچیده حکمت آمیزى
الْحِكْمَةِ فى هذِهِ الْخَفافيشِ الَّتى يَقْبِضُهَا الضِّياءُ الْباسِطُ لِكُلِّ
است که در این شب پره ها تدبیر نموده، شب پره هایى که روشنى روز که گشاینده دیده هر چیزى است
شَىْء، وَ يَبْسُطُهَا الظَّلامُ الْقابِضُ لِكُلِّ حَىٍّ، وَ كَيْفَ
چشم آنها را مى بندد، و تاریکى شب که دیده هر زنده اى را مى بندد چشم آنها را باز مى کند، و چگونه
عَشِيَتْ اَعْيُنُها عَنْ اَنْ تَسْتَمِدَّ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضيئَةِ نُوراً تَهْتَدى بِهِ
چشمشان پوشیده شده که توان مدد گرفتن از نور آفتاب درخشان را ندارند تا به راههاى خود
فى مَذاهِبِها، وَ تَتَّصِلَ بِعَلانِيَةِ بُرْهانِ الشَّمْسِ اِلى مَعارِفِها،
خود راهنمایى شوند، و در پرتو خورشید به آنچه باید بشناسند برسند،
وَ رَدَعَها بِتَلاَْلُؤِ ضِيائِها عَنِ الْمُضِىِّ فى سُبُحاتِ اِشْراقِها،
و چسان خداوند آنها را با تلألؤ نور خورشید از راه سپردن در امواج روشنایى آن مانع شده،
وَ اَكَنَّها فى مَكامِنها عَنِ الذَّهابِ فى بَلَجِ ائْتِلاقِها! فَهِىَ مُسْدِلَةُ
و در لانه هاى خود از رفتن در قلب روشنایى پنهان نموده! در روز روشن
الْجُفُونِ بِالنَّهارِ عَلى اَحْداقِها، وَ جاعِلَةُ اللَّيْلِ سِراجاً تَسْتَدِلُّ بِهِ فِى
پلکهاى دیدگانشان را به روى هم مى اندازند، و شب تار را براى خود چراغ روشن قرار داده اند که بدان
الْتِماسِ اَرْزاقِها. فَلايَرُدُّ اَبْصارَها اِسْدافُ ظُلْمَتِهِ، وَ لاتَمْتَنِعُ مِنَ
واسطه به دنبال رزق خود مى روند. تاریکى شب آنها را از دیدن باز نمى دارد، و آنها نیز در
الْمُضِىِّ فيهِ لِغَسَقِ دُجْنَتِهِ. فَاِذا اَلْقَتِ الشَّمْسُ قِناعَها، وَ بَدَتْ
سیاهى شب از حرکت بازنمى ایستند. اما همین که خورشید نقاب از چهره بیندازد، و روشنى
اَوْضاحُ نَهارِها، وَ دَخَلَ مِنْ اِشْراقِ نُورِها عَلَى الضِّبابِ فى
روز آشکار شود، و نورش تا درون لانه سوسمارها وارد
وِجارِها، اَطْبَقَتِ الاَْجْفانَ عَلى مَآقيها، وَ تَبَلَّغَتْ بِمَا اكْتَسَبَتْهُ مِنَ
گردد، شب پره ها پلکهاى دیده را روى هم اندازند، و از معاش به آنچه در
الْمَعاشِ فى ظُلَمِ لَياليها. فَسُبْحانَ مَنْ جَعَلَ اللَّيْلَ لَها نَهاراً
تاریکى شب به دست آورده اند تغذیه کنند. پاک است خدایى که شب را براى آنها روز
وَ مَعاشاً، وَ النَّهارَ سَكَناً وَ قَراراً، وَ جَعَلَ لَها
و سبب جلب معاش قرار داد، و روز را براى آنها زمان آرامش و استراحت مقرر فرمود، و براى آنها
اَجْنِحَةً مِنْ لَحْمِها تَعْرُجُ بِها عِنْدَ الْحاجَةِ اِلَى الطَّيَرانِ كَاَنَّها شَظايَا
بالهایى از گوشتشان قرار داد تا در وقت نیاز به پرواز آیند، گویى بالشان لاله هاى
الاْذانِ، غَيْرَ ذَواتِ ريش وَ لا قَصَب، اِلاّ اَنَّكَ تَرى مَواضِعَ الْعُرُوقِ
گوشند اما بدون پر و چوبه آن، ولى جاى رگها را در آن بالها
بَيِّنَةً اَعْلاماً. لَها جَناحانِ لَمْ يَرِقّا فَيَنْشَقّا، وَلَمْ يَغْلُظا فَيَثْقُلا.
مى بینى. دو بال دارند که نه آنقدر ظریف اند که وقت پرواز پاره شوند، و نه آنچنان سخت که مانع پرواز گردند.
تَطيرُ وَ وَلَدُها لاصِقٌ بِها لاجِىءٌ اِلَيْها، يَقَعُ اِذا وَقَعَتْ،
پروازمى کنند درحالى که جوجه هایشان به آنان متّصل و به مادران پناهنده اند، هرگاه بنشینند جوجه ها هم مى نشینند،
وَ يَرْتَفِعُ اِذَا ارْتَفَعَتْ، لايُفارِقُها حَتّى تَشْتَدَّ اَرْكانُهُ،
و هر وقت پرواز کنند با آنان در حرکتند، و از مادران جدا نشوند تا هنگامى که اعضاى آنها محکم گردد،
وَ يَحْمِلَهُ لِلنُّهُوضِ جَناحُهُ، وَ يَعْرِفَ مَذاهِبَ عَيْشِهِ وَ مَصالِحَ
و بالها براى پرواز آماده باشد، و راه کسب روزى و اقدام به مصالح خود را
نَفْسِهِ. فَسُبْحانَ الْبارِئِ لِكُلِّ شَىْء عَلى غَيْرِ مِثال خَلا مِنْ
بدانند. پاک است خدایى که پدیدآورنده هر موجودى است بدون نمونه اى که پیش از او از غیر او
غَـيْــرِهِ .
آفریده شده باشد.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز