فارسی
پنجشنبه 27 تير 1398 - الخميس 15 ذي القعدة 1440

  2184
  1
  2
(12 نفر )

اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟

اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟

يكى از دانشمندان مى نويسد: موش نر و ماده و عقرب نر و ماده اى را گرفتم و هريك را در جايى دور از يك ديگر قرار دادم.
پس از مدتى هر دو جفت گيرى كردند و مولود هريك پا به عرصه وجود گذاشت بلافاصله نر و ماده موش و عقرب را از آن محل بردم.
بچه هر دو در آن محل، جداى از يك ديگر رشد كردند، در حالى كه جايى و چيزى جز همان جايى كه رشد كرده بودند، نديدند.


سپس شيشه‌ اى تهيه كردم و بچه موش را در آن انداختم و شيشه را با پارچه اى پوشاندم، تا جايى را نبيند، آن گاه بچه عقرب را گرفته و در آن شيشه كردم، سپس به تماشاى اوضاع درون شيشه نشستم، در چند لحظه بسيار كوتاه موش كه چيزى در عالم نديده بود و اولين بار بود كه چشمش به موجود ديگرى افتاد به عقرب خيره شد و قبل از اين كه عقرب به خود بجنبد، ناگهان موش با عجله و سرعت به سوى او دويد و دندان تيزش بند آخر دم عقرب را چيد و سپس به كنارى نشست!!


اين مسئله چيست؟ چرا موش، عقرب را نبلعيد؟ چرا او را از وسط نصف نكرد؟ چرا دم عقرب را از بيخ دم دندان نگرفت؟ چرا سر عقرب را جدا نكرد؟ آيا جز هدايت حضرت حق چيز ديگرى در اين داستان حكم فرماست؟ مگر هوش حيوانات چقدر است و تازه اين هوش را از كجا آورده اند؟!

 

برگرفته از کتاب عرفان اسلامى، ج 13 نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
مطالب مرتبط
      اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟
  • هوش
  • موش
  • عقرب
  • هدايت حضرت حق
  •   2184
      1
      2
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          حکایتی از لقمه حرام‏
          خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
          سهولت عفو امام رضا(ع)
          وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
          طلب مقام از حضرت رضا(ع)
          انفاق امام على(ع)
           امیرالمؤمنین در بازار بصره
          من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
          مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
          اثر بی‌حجابی

    بیشترین بازدید این مجموعه

          طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
          داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
          داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
          داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
          حکایت خدمت به پدر و مادر
          اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
          اگر بتوانی نمیری، مگر آن‌که اذان بگویی!
          من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
          مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
          من آرزو داشتم که این جعفر مثل امام جعفر صادق بشود!

     
    نظرات کاربر
    sadegh
    خوب بود منبع خبر تاریخ را هم میگفتید تا دیگران بهتر بپذیرند
    پاسخ
    1     0
    12 شهريور 1394 ساعت 02:11 صبح
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز